علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

ثمره عشق

روزهای پاییزی

سلام عزیزم   پسرم امروز 7 مهر1392 هست و شما داری آخرین روزهای ماه 8 جنینیت رو میگذرونی عزیز دلم این شبها   اصلا مامانی خواب نداره و کلی بدنم درد داره اما فدای سرت پسرم .دیگه چیزی نمونده به اومدن شما این   روزها داره دلم میگیره یه استرس عجیب از اینکه دارم مامام میشم استرس دارم که ایا میتونم مامان خوبی   باشم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟ اما به این امیدوارم که خدا کمکمون میکنه دوست دارم عزیزم. ...
7 مهر 1392

میلاد امام رضا مبارک

  کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد                  بدون واسته دم از   احد   نخواهد    زد گدای کوی رضا شو که آن   امام   رئوف به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد بهترین شاد باشها به مناسبت میلاد امام رئوف علی ابن موسی الرضا(ع) سلام عزیزم فردا تولد امام رضا است و من و بابات ارادت خاصی به این امام وآقا داریم چون همیشه دقیقه نود کمکمون کرده و میکنه ،باباییت کلی شیرینی خریده تا فردا ببره سر کارش وبده مردم واسه تولد امام رضا(ع) .پسرم بالاخره رفتیم یزد پیش دکترت و شما رو سونو کرد وگفت حالت خوبه و ما...
25 شهريور 1392

جشن سیسمونی

سلام عزیزم   عزیز دلم مامان جونت یعنی مامان خودم واست جشن سیسمونی گرفت و کلی مهمون داشتیم و   کلی غذاهای خوشمزه داشتیم مثل آش وسالاد ماکارونی ودسرهای خوشمزه ,خلاصه پسرم جات   خالی حالا میخوام چند تا از عکسای مهمونی و اطاقتو بذارم               بعدا لباسای نوزادیتو هم میذارم چون زیاده و من خسته شدم مبارکت باشه عزیزم. ...
17 شهريور 1392

گردش

سلام عزیزم   خدایا برای داشتن همسری مهربان و دلسوز ازت ممنونم همسری که همیشه هرجاکه خواستم منو میبره   همیشه دل به دل تنوع پرست من میده وتو هر مسیری که بخوام برم همراهیم میکنه و نمیذاره تنها باشم   گل پسرم امروز یک شهریور1392 هستش و باباییت ما رو یه تفریح حسابی برد بیرون وخیلی بهمون خوش   گذشت وفردا عروسی یکی از بهترین دوستامه که از خواهر به من نزدیکتره اون مشهده وخیلی دلم   میخواست کنارش بودم امابه خاطرشمانمیتونم برم مسافرت وفقط میتونم براش ارزوی خوشبختی داشته   باشم(مهسای عزیزم خوشبخت باشی)   ...
2 شهريور 1392

نی نی دار شدن دوباره دایی احسان

سلام عزیز دلم   کوچولوی قشنگم بالاخره نی نی دایی احسانت به دنیا اومد وشما الان 3 تا پسر دایی   داری اسمش رو امیر عباس گذاشتن.البته من هنوز ندیدمش امابه زودی   ازشیرازمیاد و میبینیمش.کوچولوی قشنگم این شبا خواب ندارم اخه تمام بدنم درد   میکنه و نمیتونم خواب راحتی داشته باشم اما اشکال نداره شما خوب باش و   راحت من مشکلی ندارم .   ...
1 شهريور 1392

سالگرد ازدواج مامان وبابا

سلام عزیزم   امروز سومین جمعه از ماه رمضونه و کم کم داره دلم میگیره من حتی 1 روز هم نتونستم روزه بگیرم چون شما   تو دلم خونه کردی اما به خاطر نعمت بزرگی که خداوند به ما داده تحمل میکنم و از خداوند طلب امرزش دارم   که منو ببخشه نتونستم امسال روزه بگیرم خدایا شرمنده ام .   اما امروز یه روز مهم دیگه هم هست روزی که من و بابات زیر یه سقف زندگیمونو شروع کردیم  اره عزیزم   امروز سالگرد ازدواجمونه وشما هدیه ی این عشق هستی دوست دارم عزیزم و از خداوند متشکرم .     ...
1 شهريور 1392

ازمایش غربالگری نوبت دوم

سلام عزیزم     بالاخره نتیجه آزمایش نوبت دوم غربالگریت آماده شد و باباییت رفت از آزمایشگاه گرفت و برد به دکترم نشون   داد و اونم گفت شکر خدا مشکلی نیست دیروز شما تکون نمیخوردی و نمو نگران کرده بودی واسه همین   رفتم مرکز بهداشت وگفتم پسرم تکون نمیخوره و اونا هم صدای قلبتو گذاشتن تا من بشنوم وخیالم راحت   شد که شما خوب هستی گفتن حالت خوبه و جای نگرانی نیست خدا رو شکر.   ...
1 شهريور 1392

چیدن سیسمونی

سلام عزیزم   گل پسرم بالاخره من و باباییت با اوردن سرویس چوب تونستیم سیسمونیتو بچینیم بابات واست تخت و   کمدت روسرهم کردومن هم اطاقتو چیدم اما عکساشو توی پست های بعدی بعدازجشن سیسمونی   که مامان جونت (مامان خودم)قراره واست زحمت بکشن وبگیرن میذارم.راستی دیشب واسه هلن نی نی   دوستامون تولدکوچولو گرفتیم جات خالی تا کلی ذوق کنی البته مامان باباش نمیدونستن و ما خواستیم   سورپرایزشون کنیم هلن رفته بود اطاقتو دیده بود کلی ذوق کر و دلش نمیخواست بیاد بیرون کی باشه   بیای و باهاش بازی کنی عزیزکم.       ...
1 شهريور 1392

ازمایش مثبت ومرحمت خداوند

بالاخره خواست خداوند این بود که یکی از فرشته هاشو تو دل من بذاره       خداوندا برای این نعمت بزرگ ازت ممنونم         عزیز دلم  ازمایش بارداری من مثبت شد نمیدونی چقدر من وبابات خوشحالیم که تو هستی امیدوارم محکم به دل مامانی بچسبی و 9 ماه دیگه بیای بغلمون الان تقریبا 4 هفته داری و من وبابات عاشقانه دوست داریم چون چهره ی زیبای زندگی رو بهمون نشون دادی ...
30 مرداد 1392

سیسمونی

سلام عزیزم   امروز تقریبا تمام سیسمونیتو اماده کردیم فقط مونده تخت و کمد و کتابخونه و کلا سرویس چوبت البته من   ومامان جونیت و بابایی رفتیم سفارش دادیم گفتن بعد از ماه رمضون واست میارن عزیزم بیشتر لباسهاتو    ازشیراز مامان جونت و زن دایی محسن اقا خریدن اما یک سریشوهم از همینجا واست خریدیم .اولین   لباس رو من و باباییت قبل از اینکه بدونیم وجود داری واست خریدیم.البته عیدی هم مامان جون باباییت   واست ازمشهد تبرک کردن و آوردن.     ...
20 مرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ثمره عشق می باشد